یک جامعه‌شناس آینده‌پژوه می‌گوید: دیر یا زود نهاد دولت ایران هم با بلاکچین کنار می‌آید

||||گفت‌وگو با دکتر صادق پیوسته، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی درباره حال و آینده فناوری بلاکچین در ایران||||

صادق پیوسته

بلاکچین گرچه از فناوری رایانه‌ای زاده شده است، بیش از آنکه اقتصاد را دگرگون کند، اداره‌ی جامعه و دولت را دگرگون خواهد کرد. قرار است بلاکچین زیرساخت‌های سنتی را در حوزه‌های مختلف که جایی برای تمرکز قدرت و ثروت و قرادادهای رسمی شده‌اند به چالش بکشد و به جای سیستم‌های غیرشفاف و ناکارآمد، عقل و خرد جمعی را بنشاند. اینکه جوامع چطور با به کار بردن فناوری بلاکچین متحول می‌شوند و چه‌قدر در ایران فناوری بلاکچین توانسته است کار کند مواردی بود که درباره آن‌ها با دکتر صادق پیوسته مدرس جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی گفت و گو کردیم. این مصاحبه از آنجایی که ایشان دستی بر آتش آینده‌پژوهی هم دارند برای آنان که می‌خواهند اینده فناوری بلاکچین را در ایران بدانند، جالب توجه خواهد بود.

* همه ما می‌دانیم که ایده‌ بلاک‌چین، از دل یک نوع بینش خاص فلسفی‌ متولد شد. از منظر جامعه‌شناسانه، لطفا بگویید این فناوری با جوامع انسانی قرار است چه بکند و روی ساختارها، نهادها و زیرساخت‌های این جوامع چه تاثیر ماهوی می‌تواند بگذارد؟ به طور کلی بلاک‌چین به عنوان یک پتانسیل جدید حکمرانی چطور می‌تواند جوامع و جهان را تغییر بدهد؟

کشورهای دموکراتیک که از نهادهای مدنی و انجمن‌ها برخوردار بوده‌اند، اداره‌ی جامعه به کمک تجمیع ایده‌ها را بیشتر تجربه کرده‌اند. در این کشورها خیلی از تصمیمات در سطح جامعه گرفته می‌شود. ولی کشورهای اقتدارگرا که تنها پوسته‌ای از دموکراسی دارند با نوع اداره‌ی جامعه را چندان تجربه نکرده‌اند. آن‌ها عادت دارند حداکثر به کسانی رأی بدهند اما نه‌تنها آن افراد واقعا تحت امر یا کنترل جامعه نیستند بلکه حاکم بر تصمیم‌گیری در جامعه می‌شوند. وقتی از دموکراسی حرف می‌زنیم یعنی شهروندان یا جای‌داران مختلف جمع شوند، برآیندی نظرات گرفته شود و تصمیم از دل آن بیرون می‌آید. همه‌ی شهروندان به نسبت ارتباط با موضوعی که باید در آن تصمیم گرفته شود و در سرنوشت آنان مؤثر است، جایی در آن تصمیم دارند. حق شهروندی، دسترسی به اطلاعات شفاف و کافی در زمینه‌ی هر تصمیم مرتبط با سرنوشت افراد و داشتن در حق مداخله در آن تصمیم است. به هیمن دلیل است که همه‌ی افراد هر جمع، گروه، سازمان یا جامعه جای‌داران تصمیم‌هایی هستند که در مورد آن جمع، گروه، سازمان یا جامعه گرفته می‌شود و به همین علت است که موضوع جای‌داری یا به واژگان انگلیسی stakeholder  بودن در سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری برای هر موضوع اهمیت دارد. این واژه را آینده‌پژوهان ایرانی، ذی‌نفع ترجمه کرده‌اند. جای‌دار بودن یعنی در هر تصمیمی که گرفته می‌شود و بر سرنوشت من تأثیر دارد، من هم در آن جایی داشته باشم. به این ترتیب است که فرد مدرن به جامعه پیوند می‌خورد و در واقع فرد یا سوژه‌ی مدرن تنها در جامعه زاده می‌شود. اگر نظر من با شما مخالف بود، باز هم من باید برای شما جایی در نظر بگیرم زیرا شما هم در جامعه هستید و من به تنهایی نمی‌توانم کار را جلو ببرم. این گونه اندیشیدن، اندیشیدنی مهارتی است. به این معنا که نمی‌توان آن را در کلاس درس به مردم آموزش داد بلکه مردم آن را همچون مهارت یاد می‌گیرند. از آنجایی که ما چنین شکل‌هایی از تصمیم‌گیری کمتر داریم، به سادگی نمی‌توانیم فلسفه‌ی کاربرد فناوری بلاکچین با دریابیم و در کشورمان پیاده کنیم. بلاک‌چین در سطح جهان هدفش مرکززدایی است و ایده‌ای آنارشیستی به معنای فنی کلمه به شمار می‌آید یعنی ایده‌ای که دولت مستقل از جامعه را در تصمیم‌گیری کنار می‌گذارد و خواهان نظم امور، بدون دخالت دولت‌ها و برمبنای خرد جمعی است. آنارشیسم قصد ندارد جامعه را به سمت بی‌نظمی ببرد ولی گاهی به اشتباه آنارشیسم را به بی‌نظمی ترجمه می‌کنند و با بی‌هنجاری (آنومی) اشتباه می‌گیرند. بنابراین تصمیم‌گیری جمعی متکی بر فناوری بلاک‌چین یعنی حضور مستقیم همه‌ی جای‌داران در تصمیم بدون دخالت نمایندگان آنان که در دموکراسی نمایندگی، دولت به معنای کلی نامیده می‌شوند. برای مثال، در حوزه‌ی مالی بلاک‌چین نمی‌پذیرد که دولت‌ها یا مراکز دولتی ارزش پول را تعیین کنند. از منظر بلاک‌چین دلیلی وجود ندارد که دولت‌ها ارزش قراردادها را تعیین کنند.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید:

* کمی بیشتر درباره فلسفه اجتماعی بلاکچین توضیح دهید.

بلاک‌چین از فناوری خیلی ساده‌ی ذخیره اطلاعات شروع شد. مثلاً ما نرم‌افزاهای ویندوزی zip  یا rar را می‌شناسیم که فایل‌ها را فشرده و کوچک می‌کنند. بلاک‌چین چند ده میلیون بار بیشتر اطلاعات را کوچک‌سازی می‌کند. چرا کوچک کردن اطلاعات اینقدر مهم است؟ به خاطر این که می‌توانیم تمام اطلاعات کوچک شده‌ی سازمان، جمع، یا جامعه‌ای خاص را به شکل یک‌جا در رایانه‌ها یا گوشی‌های مختلف توزیع کنیم. پیش از فناوری بلاک‌چین این کار شدنی نبود ولی فناوران بلاک‌چین سعی می‌کنند هر چه بهتر بیشتر این کار را بکنند.

* منظورتان DLT یا همان دفتر کل توزیع‌شده است؟

بله دفاتر توزیع‌شده‌ یعنی کل اطلاعات موضوع جمعی در تمام جمع توزیع شده است و برای یکایک افراد جمع، بازیابی کل اطلاعات ممکن است. بنابراین نمی‌توان در آن دستکاری انجام داد. شما چرا در دفتر اسناد رسمی قرارداد می‌نویسید؟ تا مطمئن شوید آن قرارداد ثبت شده است و از بین بردنی نیست. حال فرض کنید دفتری برای اسناد رسمی باشد که میان تمام افراد مرتبط توزیع شود. مثلا آمار و ارقام و اسناد فروش نفت ایران میان همه‌ی جمعیت ایران که جای‌دار تصمیم‌گیری در این مورد هستند، توزیع شود. این ایده‌ی بلاک‌چین است. در پابلیک لجرها، دی‌ال‌تی‌ها یا دفاتر عمومی توزیع‌شده اطلاعات تراکنش‌ها ذخیره شده است. این دفاتر در تمام رایانه‌ها وجود دارند و از هر رایانه قابل بازیابی و بازخوانی هستند. دقیقاً به همین دلیل است که هیچ مرکزی وجود ندارد و امکان هک‌کردن این اطلاعات وجود ندارد. اساساً امکان از بین بردن بلاک‌چین وجود ندارد مگر اینکه در آن واحد تمام رایانه‌هایی که تمام این اطلاعات در آن‌ها وجود دارد را از بین ببریم. در موارد جهانی، این کار تقریبا مساوی با از بردن کل جهان است. مثل از بین بردن گونه‌ای جانوری است که باید یکایک آن گونه را از بین برد. مهم‌ترین چیزی که در مورد بلاک‌چین باید متوجه شویم همین است. بعضی از مردم وقتی می‌بینند که پول‌هایی که دولت‌ها پشتیبان‌شان بوده‌اند بی‌اعتبار می‌شوند، از خود می‌پرسند چرا مثلا بیت‌کوین که کسی پشتش نیست بی‌اعتبار نشود؟ پاسخ ساده به این افراد چنین است که وقتی پشت یک نوع پول، سیستم توزیع‌شده‌ی خیلی بزرگی باشد، از بین هم نمی‌رود. بنابراین اطمینان و امنیت این سیستم خیلی بالاست.

* دفتر کل توزیع‌شده در چه حوز‌ه‌هایی کاربرد دارد؟

همه‌جا کاربرد دارد. مثلاً شما فرض کنید که ما الان دفاتر اسناد رسمی داریم. هرکسی درگیر فرایند اداری سند اسناد شده باشد می‌داند که چه دردسرهایی در این دفاتر وجود دارد. جدا از بروکراسی زمان‌بر، هزینه هم بالا است یعنی برای هر امضا باید پول بدهید ولی وقتی قراردادها بلاک‌چینی شوند، شما با هزینه‌ای پایین‌تر و با اطمینانی بالاتر می‌توانید یک معامله را انجام بدهید و آن در همه‌ی دفاتر ثبت شود. لازم نیست حتماً شما به دفتری بروید که اطلاعاتتان را در آن ثبت کرده‌اید. اولین جهش در زمینه‌ی عمومی‌سازی اطلاعات وقتی انجام شد که این دفترها دیجیتال شدند. دگرگونی بزرگی بود. یعنی یک زمانی معامله‌ها دیجیتال نبودند و باید همیشه به دفترهایی رجوع می‌کردیم که جای خاصی وجود داشت و ممکن بود سرقت شود، فرسوده شود، آتش بگیرد یا به هر دلیل نابود شود ولی وقتی دفاتر دیجیتال شدند یک سرور مرکزی ایجاد شد که همه این‌ اطلاعات به آن منتقل شدند. با سیستم بلاک‌چین این اطلاعات در کل جهان و در بین تمامی کاربرانی که به سیستم بلاک‌چین دسترسی دارند توزیع می‌شود و سرور مرکزی نیازی نیست. بنابراین می‌توانیم انتظار داشته باشیم ‌جاهایی که قرارداد دادوستد و معاهده و قولنامه و غیره می‌نویسند کم‌کم از بین بروند. دفاتر تاکسی‌تلفنی‌ها که یک زمانی با داشتن یک مرکز مشخص برای آدم‌ها تاکسی می‌فرستادند. این واسطه‌های خدمت‌دهنده و خدمت‌گیرنده حذف شدند و خدمات هم بهتر رد و بدل شد. پلتفرم‌هایی مثل اوبر یا اسنپ در ایران که در قالب سیستم تقریباً توزیع‌شده‌ فعالیت می‌کنند جایگزین دفترهای تاکسی‌سرویس شده‌اند. در واقع فناوری به شکلی عادلانه‌تر و کم‌هزینه‌تر طرفین خدمت یعنی راننده و مسافر را به هم وصل کرد. به احتمال خیلی زیاد، سامانه‌های حمل و نقلی پیشروتری با تکیه بر فناوری بلاکچین وضعیت را از این هم بهتر می‌کنند.

قدرت بلاکچین در دگرگون‌سازی جامعه خیلی بالا است درنتیجه در میان مدت مشکل حادی در سطح قانون‌گذاری و رگولاتوری وجود ندارد. ولی همه‌ی کسانی که در این حوزه کار می‌کنند باید حواس‌شان باشد که یک سناریوی کوتاه‌مدتی در نظر بگیرند. بلاخره شغل هرکسی یک چیزی است. شغل عده‌ای هم مانع و محدودیت درست کردن است. باید یک مدتی محدودیت درست بکنند تا بعد وقتی دیدند نمی‌شود با بگیر و ببند کار را پیش برد با آن کنار بیایند

* با توجه به انحصاری که در خیلی از حوزه‌ها سراغ داریم برای اینکه پروژه‌های بلاک‌چینی بتوانند در ایران کار کنند باید چه راه حلی در پیش بگیرند؟ درحال حاضر ابرنوپاها یا استارت‌آپ‌هایی که به شرکت‌های بزرگ تبدیل شده‌اند آنقدر گسترده شده‌اند که خودشان می‌توانند مانعی برسر راه پروژه‌های بلاک‌چینی باشند که می‌خواهند پدیدار شوند. به غیر از انحصار، مشکلات دیگری هم داریم. برای مثال مشکلات حوزه‌ی قانون‌‌گذاری و شاید هم آماده نبودن جامعه برای پذیرش یک فناوری جدید. این سه دغدغه‌ای که من جنس‌شان را اجتماعی می‌دانم چطور می‌تواند برسر راه پروژه‌های بلاک‌چینی مانع ایجاد کنند؟

قاعدتاً باید می‌توانست مانع ایجاد کند ولی نمی‌تواند. چرا؟ ما انتظار داریم جامعه‌ای که در آن این همه انحصار وجود دارد و در زمینه‌ی آموزش عمومی هم ضعیف است، در مقابل این پدیده مشکل داشته باشد ولی دو سه تا پدیده در جامعه‌ی ما وجود دارد که به صورت پیامدهای ناخواسته‌ی کنش‌های انحصارگرایان، می‌تواند آن چیزی که در سیستم‌های انحصار (چه حاکمیتی و چه غیرحاکمیتی) وجود دارد را برهم بزند. یکی موضوع تحریم‌هاست. تحریم‌ها باعث شده‌ است انواع راه‌های دور زدن‌ها تحریم‌ها به شکلی آزادانه گسترش یابد. مثلاً وی‌پی‌ان‌ها و پروکسی‌های مختلف در ایران از خیلی جهات آزاد هستند زیرا برای دور زدن تحریم به آن‌ها نیاز بوده است و دستگاه‌های رسمی هم برای دور زدن تحریم از آن‌ها استفاده می‌کنند. بلاک‌چین هم همینطور است.

* درواقع دارید می‌گویید که الان تحریم‌ها فرصتی برای کاربرد فناوری بلاکچین در ایران محسوب می‌شود؟ چطور؟

ما با یکسری انحصار، یکسری لَختی اداری و یکسری از کمبودها و از طرف دیگر حجم عظیمی از مبادلات و ارتباطات بر پایه‌ی بلاک‌چین روبه‌رو هستیم. به همین علت است که وقتی مبادله‌ی رمز‌ارزها در جهان شروع شد یکی از کشورهایی که به‌نسبت حجم اقتصادش، سطح بالایی از مبادله را داشت، ایران بود. خوب، چرا این رخداد پدید آمد؟ چون ما راه‌های میان‌بر زیاد نیاز داریم مثلا بحث دور زدن تحریم در میان است. درست است که من نوعی به عنوان شهروند تحت فشار محدودیت‌ها و انحصارها هستم، ولی از طرف دیگر هرکدام از گروه‌های مختلفی که در ایران وجود دارند مبادلات وسیعی را طبق قوانین خودشان در این حوزه انجام می‌دهند. وجود این گروه‌ها انکارنشدنی است. به هر حال، این شرایط در توسعه‌ی محصولات بلاک‌چین سبب شده است که در زمینه‌ی قراردادها این توسعه کمتر در ایران بیفتد ولی در زمینه مالی اقبال بیشتری وجود داشته باشد. با این حال، وقتی نوعی فناوری در یک حوزه گسترش یابد، به حوزه‌های دیگر هم احتمالا خیلی زود کشیده می‌شود و مردم در این زمینه «آموزش ضمن استفاده» می‌بینند. کسی که مفهوم غیرمتمرکز بودن را مثلا در رمزارزها بفهمد، بخشی از راه یادگیری بلاک‌چین و حس کردن آن را رفته است.

وقتی مبادله‌ی رمز‌ارزها در جهان شروع شد یکی از کشورهایی که به‌نسبت حجم اقتصادش، سطح بالایی از مبادله را داشت، ایران بود. خوب، چرا این رخداد پدید آمد؟ چون ما راه‌های میان‌بر زیاد نیاز داریم مثلا بحث دور زدن تحریم در میان است.

* مردم در این زمینه چگونه آموزش می‌بینند؟

بهترین نوع آموزش آن است که شما بزنید به دل کار. وقتی مردم دیدند پولشان کم‌ارزش شده است و لحظه به لحظه هم درمقابل دلار کم ارزش‌تر می‌شود سعی کردند پول‌شان را نجات بدهند. بنابراین به سمت بورس رفتند. بلاهایی که در بورس به سرشان آوردند باعث شد به سمت کریپتوها یا رمزارزها بروند. در بازار رمزارزها متوجه شدند قوانین خیلی کمتر و اوضاع مشخص‌تر است. آن‌ها تفاوت عدالت بلاک‌چین با فریبکاری را دیدند.  همین شد که یک‌باره دیدیم میلیون‌ها ایرانی دارند وارد مبادلات رمزارزها می‌شوند. این‌ها در عمل می‌فهمند کریپتو چیست، معنای غیرمتمرکز بودن را می‌فهمند و کاربردها و مزایای بلاکچین را درک خواهند کرد.

* در حال حاضر رمزارزها و کریپتوها روی مفهوم بلاک‌چین و مفهوم مهم‌تری به اسم دفتر کل توزیع‌شده سایه انداخته است. در ایران هم تحت شعاع رمزارزها و بازار داغ رمزارزها بسیاری از کارکردهای بلاکچین در حوزه‌های مختلف نادیده گرفته شده. به نظر شما این حباب مثل خیلی از کشورهای دیگر در کشور ما هم می‌ترکد و در نهایت بلاکچین راه خودشو پیدا می‌کند و جلو می‌رود؟

موضوع مالی به ویژه در ایران بحث خیلی مهمی برای همه است چون خیلی از افراد پول‌شان را به این حوزه می‌برند و بیشتر از این هم خواهند برد. آن‌ها در وسط موج صعودی وارد بازار توکن‌های کریپتوکارنسی شدند. بعد از این موج، موج نزولی است که که اتفاق می‌افتد و بعد نوسانی طولانی. به هر حال، احتمالاً در میانه‌ی صعود، عده زیادی جذب این بازار خواهند شد. اغلب افرادی که این کار را می‌‌کنند ضرر می‌کنند زیرا اطلاعات کافی ندارند و در موج نزولی گیر می‌افتند و در نوسان انتظار سود طبق سابقه‌ی وضعیت صعودی را دارند. در این حوزه‌ها آموزش خیلی راحت نیست. از طرفی اغلب این بازارها خیلی عادلانه نیستند. عده‌ی زیادی ضرر می‌‌کنند و عده کمی سود. ولی مردم وقتی می‌بینند پول‌شان دارد سریع رشد می‌کند خوشحال می‌شوند، به این بازار جذب می‌شوند و بیشتر سرمایه می‌گذارند. اینجاست که موج نزولی می‌شود و اغلبشان ضرر می‌کنند. اما مسئله این نیست. مسئله این است که این‌ها چه سود کنند و چه ضرر، غیرمتمرکز بودن را می‌فهمند و وقتی در عرصه‌ی عمل با این حوزه روبه‌رو شوند خیلی راحت‌تر متوجه مفاهیم آن خواهند شد.

در بازار رمزارزها متوجه شدند قوانین خیلی کمتر و اوضاع مشخص‌تر است. آن‌ها تفاوت عدالت بلاک‌چین با فریبکاری را دیدند.  همین شد که یک‌باره دیدیم میلیون‌ها ایرانی دارند وارد مبادلات رمزارزها می‌شوند. این‌ها در عمل می‌فهمند کریپتو چیست، معنای غیرمتمرکز بودن را می‌فهمند و کاربردها و مزایای بلاکچین را درک خواهند کرد.

* درواقع جذابیت بازار کریپتو دروازه‌ی آگاهی از دیگر ویژگی ‌های بلاکچین و آشنایی بیشتر مردم با مفاهیم دیگر این حوزه است. به این ترتیب باید خوشبین بود تا وقتی این تب خوابید شکاف اطلاعاتی موجود در بین مردم پر می‌شود و عده‌ای برای استفاده از بلاکچین در حوزه‌های دیگر خواهند شتافت .برای عبور از این تب و تسریع رسیدن به دستاوردهای بلاک‌چینی چه باید کرد؟ همانطور که می‌دانید این دستاوردها در خیلی از کشورهای دنیا وجود دارد و توانسته جهش اقتصادی و تغییرات اجتماعی فوق‌العاده‌ای را ایجاد کند. الان در چه حوزه‌هایی لازم داریم که کسب وکارهای بلاک‌چینی ایجاد شود؟

بلاک‌چین در حوزه‌های مختلفی می‌تواند به کار گرفته شود و به کار گرفته خواهد شد. البته من به این که دولتی‌ها بخواهند وارد کار شوند و برای رشد کسب و کارهای بلاکچینی کاری کنند خوش‌بین نیستم چون در ایران بهترین برنامه‌ریزی‌های دولت در جاهای اتفاق افتاده است که برنامه‌ریزی صورت نگرفته است. زیرا آن قدر ضعف دارند که وقتی در حوزه‌ای شروع به قانون گذاشتن و سیاست‌گذاری می‌کنند باید از آن حوزه فرار کرد. اگر یادتان باشد دو سه سال پیش دولت گفت من به طور جدی می‌خواهم بورس را تقویت کنم و با وروود خود چنان بلایی بر سر مردم آورد که دیگر از  اسم بورس هم می‌ترسند. در ایران هرجا صحبت از سامان‌دهی شود  باید از آن‌جا سریع فرار کنید زیرا دیگر رنگ سامان را نخواهد دید. به همین دلیل  از این نظر امیدی ندارم.

اما در سطح جامعه یا جامعه‌ی مدنی یعنی بازار و گروه‌های مردمی این اتفاق می‌افتد. ما یکی از قوی‌ترین انجمن‌های بلاک‌چین را در ایران داریم. درست است که درگیری زیادی با دولت داشته است اما حضورش مهم است. اگر انجمن به دولت فشار بیاورد حوزه‌های مختلفی فعال خواهند شد. این اتفاق در حوزه‌ی قراردادها به سرعت و مثلاً طی چند سال خواهد افتاد زیرا خیلی از مردم خودشان این کار را انجام می‌دهند. در سایر حوزه‌های خدمات هم این اتفاق خواهد افتاد. در زمینه‌ی جمع کردن پول و کراود فاندینگ و کراود سورسینگ و دیگر کارهای جمعی بلاکچین وارد خواهد شد. اما این که این اتفاق چه‌گونه می‌افتد خیلی قابل پیش‌بینی نیست. این رخدادها بیشتر در زمان‌های بحران پدیدار می‌شوند. مثلاً در زمان زلزله اگر یکی از گرو‌هایی که درحوزه‌ی بلاک‌چین کار می‌‌کند، سلوشن یا راه‌حل مناسبی ارائه دهد برای جمع‌آوری کمک نقدی به آسیب‌دیدگان، اعتماد مردم به این فناوری جلب خواهد شد. همانطور که شاهد بودیم مردم به جای دولت پولشان را به علی دایی و صادق زیباکلام می‌دادند. سلبریتی‌ها یک حوزه از این توزیع‌شدگی را به ما نشان دادند. ولی سیستم بلاک‌چین خیلی بهتر از این‌ها می‌تواند این کار را انجام بدهد و کارهای جمعی را توزیع‌شدئه‌تر کند

اگر صاحبان استارتاپ‌های بلاکچینی راه‌حل‌های خوبی داشته باشند مردم حتما به ایشان اقبال نشان خواهند داد و در عرضه اولیه توکن‌هایشان شرکت خواهند کرد. اگر بخواهیم برای خودم نسخه بپیچم حتماً شرکت می‌کنم چون به نظر من خیلی بهتر از سیستم‌ دولتی متمرکزی که داریم جواب می‌دهد.

* چقدر فکر می‌کنید استارتاپ‌های بلاکچینی می‌توانند در ایران موفق باشند؟ منظورم آن نسل جدید تحصیلکرده‌ای است که به سواد اقتصادی مجهز است و می‌تواند پروژه‌هایی را تعریف کند که در عین حالی که انحصار را در حوزه‌های مختلف می‌شکند، می‌تواند از طریق ico مردم را به سرمایه‌گذاری در این پروژه‌ها دعوت کند …

اگر صاحبان این استارتاپ‌ها راه‌حل‌های خوبی داشته باشند مردم حتما به ایشان اقبال نشان خواهند داد و در عرضه اولیه توکن‌هایشان شرکت خواهند کرد. اگر بخواهیم برای خودم نسخه بپیچم حتماً شرکت می‌کنم چون به نظر من خیلی بهتر از سیستم‌ دولتی متمرکزی که داریم جواب می‌دهد. اما مانع بزرگی هم وجود دارد. مقامات رسمی کشور با وجود شعارهای رنگارنگ و دلفریبی که می‌دهند، فضای مجازی و پهنای باند را محدود نگه داشته‌اند و آن قدر مشکل ایجاد کرده‌اند که مردم از حضور در کسب‌وکارهای جهانی می‌ترسند. از طرفی ممکن است فرد به ارتباطات خارجی متهم شود. فضای استارتاپ‌های بلاک‌چینی هم بیشتر جهانی است. وقتی شما خودتان را به یک کشور محدود می‌کنید دو قدم از بقیه عقب هستید. البته من فکر می‌کنم این اتفاق با فشار زیادی که از طرف جامعه به حکومت وارد می‌شود خواهد شکست. مثلا دیدیم که در انتخابات ریاست‌جمهوری 1400، همه‌ی کسانی که از بانیان فیلترینگ و محدود کردن فضا بودند به شکل خنده‌داری می‌گفتند ما طرفدار آزادی هستیم و می‌خواهیم پهنای باند بیشتر شود. همین شکل خنده‌دار کم کم واقعی خواهد شد. این به نظر من رخداد جالبی است. یعنی یک لحظه‌ای بود که لحظه‌ی استهزای سوژه‌های انحصار به دست خودشان اتفاق افتاد و این از حوزه‌ی گفتمان وارد حوزه‌های نهادین خواهد شد.

به چند دلیل فکر می‌کنم دولت ایران بالاخره با بلاکچین کنار خواهد آمد. یکی این که فناوری بلاک‌چین هزینه‌ها را به شدت پایین می‌آورد. ایران دولت پرهزینه‌ای است و این موضوع می‌تواند به کمک او بیاید. دوم این که یک سیستم غیرمتمرکز مجبور نیست تماماً غیرمتمرکز باشد.

* خیلی از کشورهای جهان به دستاورهای بلاک‌چین پیوسته‌اند و حتی پشتوانه ارز داخلی‌شان معرفی کرده‌اند. در داخل ساختارهای خودشان از پروژه‌های بلاک‌چینی حمایت می‌کنند و اتفاقاً دولت‌های پیشرویی هم هستند. اول دولت‌ها آمدند و بعد شرکت‌های بزرگ و بعد بقیه. چون به هر حال این بازی، بازی بزرگان است و مجبورند به آن بپیوندند. درحالی‌که در ایران نوعی ادبیات امنیتی حول محور بلاک‌چین ایجاد شده است که بیشتر از سمت نهاد قدرت در کشور به کار می‌رود. نگاه شما به این موضوع چیست و چرا ایران در سطح حکمرانی به فناوری بلاکچین اقبال نشان نمی‌دهد؟

بله یکسری از دولت‌ها این کار را کردند و من هم امیدوار هستم این شعارهایی که در ایران در مورد ریال مجازی و غیره می‌دهند واقعی باشد. با خبر هستم که بانک مرکزی دارد بر روی پروژه‌های بلاکچینی کار می‌کند. بانک مرکزی خودش یکی از اولین نهادهایی بود که به شدت لخت و بروکراتیک به معنای منفی آن درمقابل توسعه بلاک‌چین و رمزارزها ایستاد ولی بعدها گویا متوجه اهمیت این موضوع شد. به چند دلیل فکر می‌کنم دولت ایران وارد این موضوع خواهد شد. یکی این که فناوری بلاک‌چین هزینه‌ها را به شدت پایین می‌آورد. ایران دولت پرهزینه‌ای است و این موضوع می‌تواند به کمک او بیاید. دوم این که یک سیستم غیرمتمرکز مجبور نیست تماماً غیرمتمرکز باشد. برای مثال الان تمام توکن‌هایی که مبادله می‌شوند را می‌توانید به صرافی‌ها ببرید و مبادلات رسمی را در آنجا رقم بزنید. پس می‌شود ترکیبی بین این‌ها درست کرد و همه شرکت‌ها دارند همین کار را می‌کنند. مثل دولت سوئیس که ارزهای مختلف را به همدیگر تبدیل می‌کند. همین امروز پروژه‌ها و توکن‌هایی مثل ریپل به همین منظور وجود دارند. بنابراین وقتی از تبدیل رمزارها و ارزها حرف می‌زنیم درصدی از شفاف‌سازی و آشکارسازی هم در آن وجود دارد و قابلیت قاعده‌مندسازی و گولاتوری وجود دارد. از این طریق دولت‌ها هم می‌توانند شفاف‌تر کار کنند و هم این که توسعه‌ی خدماتشان را به دورترین مناطق توسعه بدهند. شما هم به جای این که بروید یک خودپرداز بالای کوه بزنید به راحتی می‌توانید با یک موبایل به افراد خدمات مالی بدهید. خدمات آموزشی نیز همین طور است. همه‌چیز متحول خواهد شد و هزینه‌ها را به شدت پایین خواهد آورد. ضریب پایین آمدن هزینه به قدری بالاست که به اندازه‌ی کافی برای دولت جذاب خواهد بود.

در سطح جامعه‌ی مدنی ما یکی از قوی‌ترین انجمن‌های بلاک‌چین را در ایران داریم. درست است که درگیری زیادی با دولت داشته است اما حضورش مهم است. اگر انجمن به دولت فشار بیاورد حوزه‌های مختلفی فعال خواهند شد. این اتفاق در حوزه‌ی قراردادها به سرعت و مثلاً طی چند سال خواهد افتاد زیرا خیلی از مردم خودشان این کار را انجام می‌دهند.

* یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایی که فعالان اکوسیستم بلاکچین ایران دارند عدم وجود قوانین مشخص است. به طوریکه در بین فعالان این حوزه یک اضطراب مشترک وجود دارد از اینکه نکند فردا روزی یک قانون یا بخش‌نامه بیاید و همه‌چیز را زیرسوال ببرد یا محدودیت و ممنوعیت داخلی و خارجی بیافریند به خصوص اینکه توسعه کسب‌وکار بسیاری از پروژه‌های بلاکچینی ایران، نیازمند ارتباطات موثر بین‌المللی است…

به نظر من در میان‌مدت، یعنی در طی ۵ سال تا ۱۰ سال، این‌ها خواهد شکست. سرعت بلاک‌چین در دگرگون‌سازی جامعه خیلی بالا است درنتیجه در میان مدت مشکل حادی در سطح قانون‌گذاری و رگولاتوری وجود ندارد. ولی همه‌ی کسانی که در این حوزه کار می‌کنند باید حواس‌شان باشد که یک سناریوی کوتاه‌مدتی در نظر بگیرند. بلاخره شغل هرکسی یک چیزی است. شغل عده‌ای هم مانع و محدودیت درست کردن است. باید یک مدتی محدودیت درست بکنند تا بعد وقتی دیدند نمی‌شود با بگیر و ببند کار را پیش برد با آن کنار بیایند. از زمان دوش حمام تا ویدیو و فضای مجازی همین روند را در پیش گرفته‌اند و البته موفق نبوده‌اند. فناوری راه توسعه‌ی خود را باز کرده است.

* به عنوان یک جامعه شناس که در حوزه آينده‌پژوهی هم فعال هستید، مهم‌ترین شگفتی‌ساز بلاکچین را در سال‌های پیش‌رو چه می‌دانید؟

یکی از شگفتی‌سازی‌‌هایی که در حوزه بلاک‌چین ممکن است رخ دهد، در حوزه‌ی اعتراضات اجتماعی و سیاسی است. چنین اتفاقی در این حوزه شگفتی‌ساز خواهد بود شاید کمتر کسی انتظار داشته باشد که این حوزه یک چنین محصولی به بار بیاورد. در حوزه‌ی بلاک‌چین می‌شود نرم‌افزارهایی نوشت که علاوه بر توانایی بالایی زمینه‌ی اطلاع‌رسانی و ارتباطی کمتر قابل ‌کنترل باشند. این موضوع را پیوند بزنید با اینترنت بدون محدودیت استارباکس.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.